آهنگ جدید و بسیار زیبای حمید رضا به نام بی خیال
به همراه خبر جدایی حمیدرضا و علیرضا!

متاسفانه با خبر شدیم حمیدرضا و علیرضا دو خواننده خوش صدا و محبوب کشورمان بعد از دو سال همکاری موفق به علت اختلاف سلیقه از یکدیگر جدا شدند و دیگر همکاری نخواهند داشت .


در این چند هفته اخیر در برخی سایتها دو آهنگ جدید از محسن یگانه به نام های گرد و غبار و گله کرکسا دیده شده که متاسفانه هر دو کار را افرادی که هنوز مشخص نیست این کارها را از کجا بدست آوردن و به صورت دو نفری بین صدای خواننده اصلی اجرا و منتشر کرده اند تا بتوانند از این راه خود را به جایی در عرصه موسیقی برسانند اما مردم خوب ما به خوبی متوجه این موضوع شده اند که این افراد صدا ها را به صورت خیلی بد و غیر حرفه ای روی صدای خواننده اصلی گذاشته اند به همین دلیل ما این دوکار را روی سایت قرار داده ایم تا شما دوستان خود قضاوت کنید. (برگرفته از سایت رسمی محسن یگانه)
MP3 128
اعظم علی خواننده ایرانی که آواز فیلم جنجال برانگیز 300 را خوانده است، در روزهای اخیر متنی بر روی وبسایتش منتشر کرده که از دلایل خود برای مشارکت در تولید این فیلم - که با اعتراض بسیاری از ایرانیان روبرو شده - سخن گفته است. خانم اعظم علی می گوید که با وجود آن که ناراحتی ایرانیان را درک می کند اما معتقد است که آنها برای شناساندن فرهنگ خود به دیگران گام های چندان موثری برنداشته اند. گفتگویی با اعظم علی خواننده ایرانی مقیم لس آنجلس انجام گرفته شده که در زیر می خوانید:
مختصری از زندگی و کارتان برای ما بگویید.
من در تهران به دنیا آمدم و از چهارسالگی مادرم من را به هندوستان فرستاد به مدت یازده سال در یک مدرسه شبانه روزی در آن کشور بودم تا اینکه در سال 1985 با مادرم به آمریکا آمدم.
بعد از ورود به آمریکا با استاد منوچهر صادقی که شاگرد صبا بود کار موسیقی کردم و هشت سال از او تعلیم گرفتم.
بعد موسیقی کلاسیک غربی خواندم و از آنجا وارد کار موسیقی شدم. سال 1997 اولین سی دی ام را بیرون دادم. با یک کمپانی آمریکایی قرارداد بستم و هشت سی دی تاکنون از من عرضه شده است.
سبک کارتان را به سبک \"نیو ایج\" نزدیک می دانند، درست است؟
بله توی ایران آن را به این اسم می شناسند، من در کارهایم خیلی از موسیقی هندی استفاده می کنم با ترکیب های مختلفی موسیقی جدیدی خلق می کنم، الان یک گروه جدید هم دارم به اسم \"نیاز\" که با همسرم رامین ترکیان شروع کرده ام.
توی این گروه ما هم موسیقی هندی داریم هم ایرانی و هم الکترونیک و از شعرهای مولانا و یا رباعیات اردو استفاده می کنیم.
در چهار سی دی اول بیشتر از صدایم به عنوان یک ساز استفاده کرده ام و کلامی در کار نیست. به همین دلیل بود که برای برنامه های تلویزیونی و فیلم ها به من آوازخوانی پیشنهاد شد.
چطور شد که وارد کار آوازخوانی برای فیلم و تلویزیون شدید؟
من در لس آنجلس زندگی می کنم که فیلم های زیادی در آن ساخته می شوند و حدود هشت سال پیش اولین کارم را در این زمینه انجام دادم و چون همه اینجا همدیگر را می شناسند به من پیشنهاد کار در این زمینه شد.
چند تا از کارهایی را که انجام دادید را نام ببرید.
ماتریکس که همه می شناسند، قصه میلاد مسیح (The Nativity Story) که شهره آغداشلو هم در آن بازی می کند، سریال الینز و خیلی سریال های تلویزیونی دیگر.
چطور شد که برای فیلم 300 به عنوان خواننده انتخاب شدید؟
آهنگسازی که تا به حال چهار تا فیلم با او کار کرده ام، وقتی قرار شد روی فیلم 300 کار بکند پیشنهاد کرد که آوازهای فیلم را من بخوانم. من هیچ چیز در باره آن نمی دانستم....
اولین روزی که من فیلم را دیدم و صحنه هایی که قرار بود من آواز بخوانم را دیدم، خیلی جا خوردم که چرا ایرانی ها را این جوری نشان می دهند و از آهنگساز پرسیدم که این چه نوع فیلمی است و او برایم توضیح داد که این اصلا فیلم تاریخی نیست، بلکه یک فیلم فانتزی است که از روی کتاب فرانک میلر ساخته شده است.
من از او خواستم که صحنه های دیگری از فیلم را هم ببینم وقتی این صحنه ها را دیدم با این که کمی ناراحت شدم ولی دیدم این فیلم واقعا آن قدر فانتزی است که اصلا نمی شود آن را جدی گرفت نه فیلم تاریخی است و نه من این داستان را جدی گرفتم، وگرنه این کار را نمی کردم.
مثلا برای من فیلم اسکندر خیلی ناراحت کننده بود چون آن یک فیلم تاریخی بود و یا بدون دخترم هرگز که یکی از بدترین فیلم هایی است که در هالیوود در باره فرهنگ ایرانی ها ساخته شده است.
چون فکر کردم که این یک فیلم فانتزی است قبول کردم که آوازهای آن را بخوانم.
پس انتظار این همه واکنش اعتراضی ایرانی ها را نداشتید؟
نه اصلا، اگر می دانستم که خیلی از ایرانی ها از اکران این فیلم ناراحت می شوند، این کار را نمی کردم و من متاسفم که این اتفاق افتاده است.
ایرانی های دیگری هم در تولید این فیلم نقش داشتند ولی از هیچ کدام آنها صدایی در نیامد ولی من خودم یک نامه ای را منتشر کردم که از این موضوع ابراز تاسف کردم و دلایل این کار را توضیح دادم.
شما اولین بار فیلم را بصورت کامل کجا دیدید؟
من یک هفته قبل از اکران رسمی آن در پیش اکران که مخصوص سازندگان فیلم بود، فیلم را دیدم.
بعد از آن احساس نکردید که ممکن است ایرانی ها از این فیلم خوششان نیاید؟
چرا اتفاقا من به همراه همسرم رفتیم فیلم را دیدیم و بعد از آن به او گفتم که فکر می کنم این فیلم ایرانی ها را ناراحت کند.
الان که با انتقادات و اعتراضات ایرانیان مواجه شده اید، فکر می کنید اگر از این میزان اعتراضات آگاه بودید باز هم این کار را قبول می کردید؟
سوال خیلی سختی است، خب دیگر کار از کار گذشته، به نظر من حالا که این اتفاق افتاده فرصتی هست که ما ایرانی ها بتوانیم با هم صحبت کنیم. اگر قرار باشد که هویت ملی با یک فیلم فانتزی به خطر افتد نشانگر آن است که ما فقط به تاریخ مان افتخار می کنیم و نه به چیزهایی که الان داریم.
کسانی که با کارهای من در این ده سال آشنایی دارند می دانند که من خودم را به عنوان یک زن ایرانی به اینجا رسانده ام و به فرهنگمان احترام می گذارم و همیشه هم در فعالیت هایی مثل جمع آوری کمک مالی برای زنان افغانستان یا زلزله زدگان بم فعال بوده ام.
اما بعد از این فیلم ایمیل های زیادی حاوی فحش دریافت کردم که این خیلی برای من تاسف بار است.
به نظر شما در این فرصتی که برای گفتگو بین ایرانی ها پیش آمده روی چه نکاتی باید تکیه کرد؟
من در این بیست و خرده ای سال که در آمریکا زندگی می کنم متوجه شده ام که این ها اطلاعات خیلی کمی از فرهنگ ما دارند، بنابر این ما خودمان باید روی این موضوع و شناساندن فرهنگ خودمان به آنها کار کنیم.
ایراد گرفتن و انتقاد کردن کار آسانی است ولی چرا حتی یکی از این کسانی که این ایمیل های حاوی ناسزا را برای من می فرستند حتی ماه پیش که من در فیلم قصه میلاد مسیح آواز خواندم، به من ای میل نزد که بگوید: ما افتخار می کنیم که تو ایرانی هستی و داری در اینجا کار می کنی.\"
در حالی که ایرانی ها در آمریکا یکی از ثروتمندترین گروه ها هستند من خودم در لس آنجلس یک خانمی را می شناسم که ده سال است تلاش می کند یک مرکز فرهنگی درست کند که در آن کلاس زبان بگذارند برای نسل جدید بچه های ایرانی که فارسی بلد نیستند حرف بزنند و فرهنگ ما را معرفی کند ولی موفق نشده حمایت مالی ایرانی ها را جلب کند.
ببیند من فیلم را دیدم، در تمام صحنه هایی که از مقاومت اسپارت ها در برابر ایرانیان اسطوره سازی می شود صدای آواز شما را می شنویم، این شاید احساس خوبی به یک ایرانی ندهد، شما هم با این موضوع موافقید؟
من دقیقا این حرف را قبول دارم، چون همان طور که گفتم خودم هم که اول فیلم را دیدم همین احساس بهم دست داد.
من توی مصاحبه هایم با رسانه های آمریکایی هم برایشان توضیح می دهم که چرا ایرانی ها از اکران این فیلم احساس ناراحتی می کنند چون ایرانی ها در این فیلم یک ذره هم ماهیت انسانی ندارند.
من می خواهم همین را به ایرانی ها بگویم که چون آمریکایی ها چیزی از فرهنگ ما نمی دانند به خودشان اجازه چنین کارهایی را می دهند چون مثلا امکان نداشت که مشابه چنین فیلمی را در باره سیاه پوستان بسازند چون با اعتراضات زیادی مواجه می شدند.
ولی من می گویم که باید از حد اعتراض فراتر رفت و کاری کرد که بتوانیم فرهنگ مان را به آنها نشان بدهیم چون این اولین فیلمی نیست که ساخته شده و قبل از آن هم فیلم هایی مثل اسکندر ساخته شده بود.
آیا اعتراضات ایرانیان در روزهای اخیر به تهیه کنندگان آن هم منتقل شده است؟
من اتفاقا با چند نفر از کمپانی برادران وارنر صحبت کردم به نظر می رسد که این اعتراضات زیاد به گوش آنها نرسیده است ولی من با چند رسانه آمریکایی در باره این موضوع مصاحبه کردم.
خبرهایی از ایران شنیده می شود که بعضی از جوان ها با اس ام اس به هم خبر داده اند که می خواهند در اعتراض به فیلم در برابر دفتر سازمان ملل تجمع کنند و همین طور فیلم هم با زیر نویس در شبکه مخفی ویدئویی ایران در سطح گسترده ای توزیع شده است، شما برای این معترضان و بینندگان ایرانی فیلم چه حرفی دارید؟
من به آنها می گویم که این قدر فیلم را جدی نگیرید، چون من در وب سایت های زیادی دیدم که خیلی از ایرانی هایی که در خارج هستند هم با من هم عقیده هستند که فیلم را نباید جدی گرفت.
بعد هم کارگردان فیلم هشت سال بود که روی این پروژه کار می کرد و بطور اتفاقی در این موقعیت زمانی فیلم ساخته و اکران شده است.
کسانی را که ناراحت می شوند درک می کنم ولی من به ایرانی بودنم افتخار می کنم و از آنها عذر می خواهم. اما من وقتی صحنه های اولیه فیلم را دیدم زیاد قضیه را جدی نگرفتم حالا هم فکر می کنم باید کارهای عمیق تری برای معرفی فرهنگ مان به دیگران انجام بدهیم.
گفتوگو با ناتالی متی یك فرانسویالاصل زاده رم، كه زبان فارسی را ۴ سالی بیشتر نیست یاد گرفته هم شیرین است و هم زمان زیادی را میطلبد.
او همسر یك جوان ایرانیالاصل به نام عماد است كه حالا در پاریس زندگی میكند. تنها راه گفتوگو با او، تماس تلفنی با فرانسه بود. یك بار قرار به هم خورد، یك بار هم تازه از خواب بیدار شده بود و به گفته خودش میخواست غذا بخورد.
به هر حال، همه چیز جور شد. این گفتوگو ویژگیهای خودش را داشت؛ اول اینكه زبان فرانسه نمیدانستیم و او شمردهشمرده فارسی حرف میزد و دوم اینكه چندین بار میان مصاحبه، ناتالی ناچار شد به دیكشنری فارسی مراجعه كند چون هنوز تمام كلمات ما را نمیدانست.
با این حال، بعضی كلمات را متوجه نمیشد و قرار شد بعضی سؤالات را به زبان انگلیسی بپرسیم و او هم به انگلیسی پاسخ دهد. بعد هم اینكه سعی كردیم كمی تا قسمتی لحن فارسی حرف زدن او را حفظ كنیم تا فضای گفتوگو دستتان بیاید.مصاحبه همشهري جوان با اين هنرپيشه را بخوانيد:
● غذا خوردید یا صبحانه؟
بله، بِبَخْشید، آن دفعه زنگ زدید، من مشغول بازی بودم، خانه نبودم.
● الان آنجا دارید در چه فیلمی بازی میكنید؟
یك فیلم كوتاه است كه یكی از دوستان من میسازد به اسم «Loka-devitout». نمیدانم به زبان شما چه میشود. آهان... فكر كنم دل ستاره. عماد هم با من است، اما بیشتر دوست دارد پشت دوربین كار كند.
● ایران را از قبل چقدر میشناختید؟
![]() |
![]() |

بنيامين بهادری و مهران مدیری برای تصاحب تندیس طلایی حافظ دهمین جشن سینمایی ـ تلویزیونی دنیای تصویر در بخش بهترین ترانه فیلم یا سریال با یکدیگر رقابت میکنند.
علاوه براين دو، خوانندگانی چون محمد اصفهانی، مهران زاهدی و محمدرضا صادقی هم نامزدهاي دريافت این جایزه هستند.
بنیامین بهادری برای ترانه فیلم سینمایی "گرگ و میش"، مهران مدیری برای ترانه مجموعه طنز "باغ مظفر"، "محمد اصفهانی برای ترانه تیتراژ پایانی مجموعه "وفا"، مهران زاهدی برای ترانه مجموعه تلویزیونی "اولین شب آرامش" و محمدرضا صادقی برای ترانه فیلم سینمایی "ازدواج به سبک ایرانی" نامزد دریافت تندیس حافظ شدهاند.
همچنين نامزدهای دریافت تندیس زرین حافظ بخش سینمایی دهمین سال جشن سینمایی ـ تلویزیونی دنیای تصویر نيز معرفی شدند.
به گزارش مهر، هیئت داوران دهمین جشن سینمایی ـ تلویزیونی دنیای تصویر متشکل از محمد آقازاده، امیر پوریا، امیرحسین رسائل، جواد طوسی، غلامعباس فاضلی، هیوا مسیح، حسین معززینیا و علی معلم نامزدهای جشن دهم را در بخش سینما معرفی کردند.
علی معلم درباره ویژگیهای دهمین جشن دنیای تصویر گفت: "فیلم سینمایی "ازدواج به سبک ایرانی" به دلیل آنکه از تولیدات شرکت دنیای تصویر است، در رشته های بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردان مورد ارزیابی قرار نگرفته است. همچنین در دو بخش بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن طبق سنوات گذشته این جشن دو جایزه اهدا خواهد شد."
مدیر جشن سینمایی ـ تلویزیونی دنیای تصویر همچنین اعلام کرد: "آثاری که از نوروز 85 تا پایان فروردین ماه سال 86 در سینماها به اکران درآمده اند، در این دوره مورد قضاوت قرار میگیرند. در بخش بهترین سینماگر عرصه مستند، کوتاه و انیمیشن مهناز افضلی برای "کارت قرمز"، مهرداد اسکویی برای "روزهای بیتقویم"، حمید سهیلی برای "جاودانهها"، مهوش شیخالاسلامی برای "ماده 61" و فرهاد ورهرام برای "گذر شهر بر آب" نامزد دریافت تندیس حافظ شده اند."
در دهمین جشن دنیای تصویر فیلم سینمایی "کافه ستاره" در 11 رشته نامزد دریافت تندیس حافظ شده و از این نظر رکورددار است. البته بازیگران این فیلم بیشترین سهم را در موفقیت آن دارند، چرا که پنج مورد از این 11 نامزدی به بازیگران "کافه ستاره" اختصاص دارد.
"خون بازی" با 9 مورد و فیلم های "تقاطع" و "ازدواج به سبک ایرانی" با هفت مورد نامزدی دریافت تندیس حافظ در رتبه های بعدی قرار دارند و فیلم های "یک تکه نان" و "آتش بس" نیز با یک مورد در رتبه آخر قرار گرفته اند. در جشن امسال با توجه به کیفیت مناسب طراحی گریم در اغلب فیلم ها یک تندیس حافظ به بهترین چهره پرداز نیز اهدا خواهد شد.
شامگاه پنجشنبه بیست و یکم تیرماه برندگان تندیس حافظ جشن دهم معرفی خواهند شد. فهرست کامل نامزدهای سینمایی دهمین جشن دنیای تصویر به این شرح است:
* بهترین فیلم
"تقاطع" به تهیه کنندگی سعید حاجی میری، "خون بازی" به تهیه کنندگی جهانگیر کوثری، "کافه ستاره" به تهیه کنندگی مصطفی شایسته، "کودک و سرباز" به تهیه کنندگی سیدرضا میرکریمی
* بهترین کارگردان
ابوالحسن داودی برای "تقاطع"، رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب برای "خون بازی"، سامان مقدم برای "کافه ستاره"، مازیار میری برای "به آهستگی"، زنده یاد رسول ملاقی پور برای "میم مثل مادر"
* بهترین فیلمنامه
محمد رضایی راد برای "کودک و سرباز"، پرویز شهبازی برای "به آهستگی"، فرید مصطفوی و ابوالحسن داودی برای "تقاطع"
* بهترین بازیگر مرد
داریوش ارجمند برای "ازدواج به سبک ایرانی"، بیژن امکانیان برای "تقاطع"، پژمان بازغی برای "کافه ستاره"، حامد بهداد برای "کافه ستاره"، حمید جبلی برای "زیر درخت هلو"، مسعود رایگان برای "خون بازی"، مهران رجبی برای "کودک و سرباز"، خسرو شکیبایی برای "چه کسی امیر را کشت"، محمدرضا فروتن برای "به آهستگی"، رضا ناجی برای "باغ های کندلوس"
* بهترین بازیگر زن
فاطمه گودرزی برای "ازدواج به سبک ایرانی"، باران کوثری برای "خون بازی"، بیتا فرهی برای "خون بازی"، لادن طباطبایی برای "ازدواج به سبک ایرانی"، نیلوفر خوش خلق برای "به آهستگی"، رویا تیموریان برای "کافه ستاره"، هانیه توسلی برای "کافه ستاره"، افسانه بایگان برای "کافه ستاره"، گلشیفته فراهانی برای "میم مثل مادر"، خاطره اسدی برای "تقاطع"
* بهترین موسیقی متن
گروه هال برای "باغ های کندولوس"، دکتر محمد سریر برای "ازدواج به سبک ایرانی"، ریا عظیمی نژاد برای "میم مثل مادر"، محمدرضا درویش برای "جایی در دوردست"
* بهترین صدابرداری
مسعود بهنام و حسین ابوالصدق برای "تقاطع"، اسحاق خانزادی برای "ازدواج به سبک ایرانی"، محمدرضا دلپاک برای "خون بازی"، یدالله نجفی برای "زمستان است"
* بهترین طراحی صحنه و لباس
امیر اثباتی برای "تقاطع"، ملک جهان خزاعی برای "زمستان است"، آیدین ظریف برای "کافه ستاره"، مهدی کرمپور برای "چه کسی امیر را کشت"، مجید میرفخرایی برای "ازدواج به سبک ایرانی"
* بهترین تدوین
مصطفی خرقه بوش برای "ازدواج به سبک ایرانی"، بهرام دهقانی برای "تقاطع"، سپیده عبدالوهاب برای "خون بازی"، محمدرضا موئینی برای "کافه ستاره"، مستانه مهاجر برای "آتش بس"
* بهترین چهرهپردازی
مجید اسکندری برای "یک تکه نان"، مهین نویدی برای "ازدواج به سبک ایرانی"، مهرداد امیرکیانی برای "خون بازی"، مهری شیرازی برای "میم مثل مادر" و "کافه ستاره"
ميشود عبور كرد بر شيشهاي و سايهاي شد. عكس عكس ديد، ديگري شد. سايهاي بود... شيشهاي شد... ميشود.
همين چند كلمه موزون نثري است كه «زهرا اميرابراهيمي» براي معرفي نمايشگاه عكسش بر روي برگههاي تبليغاتي و كراكتها انتخاب كرده است. نمايشگاهي كه در گالري آبتين از 25 خرداد سربلند كرد و شش روز ميزبان قدمهاي آناني شد كه آمدند، ديدند و رفتند.
اينبار زهرا اميرابراهيمي هنرش را خارج از وادي بازيگري و از نگاه كنجكاو لنز دوربينش به نمايش گذاشته بود. نمايشگاه او يك تفاوت عمده با ديگر نمايشگاههاي عكس رايج داشت چون بر روي شيشه نقش بسته بود و تنها دو رنگ را به بيننده هديه ميكرد سپيدي و سياهي.
سكانس يك، پلان يك
![]() |

مهستی(2007-1946) بانوی آواز ایران در روز دوشنبه 25 June ساعت 7:15 صبح در سن 61 سالگی دار فانی را وداع گفت.
خبر درگذشت این خواننده قدیمی ابتدا در رسانه های فارسی زبان منتشر شد، وی از مدتها قبل به دلیل ابتلا به سرطان روده بیمار و بستری بود.
خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1325) متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی، یکی از مشهورترین موسیقیدان های ایران، کشف شد.
نخستین آوازهای او در مجموعه گلهای رنگارنگ که در دهه چهل از رادیو ملی ایران پخش می شد، به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.
مهستی از ازدواج اول خود با خسرو ناظمیان، یک دختر به نام سحر دارد که در شمال کالیفرنیا زندگی می کند
کمی پس از انقلاب ایران، مهستی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه ها از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد.
از وی بالغ بر 35 آلبوم موسیقی از جمله: "هوای یار"، "آشفته"، "مسافر" و "گل امید" منتشر شده که اغلب آنها با استقبال روبرو شده است.
در بهمن ماه سال گذشته مهستی اعلام کرد که مبتلا به سرطان پیشرفته است و غفلت در درمان آن، سبب وخامت بیماری شده است و از این طریق از جامعه ایرانیان درخواست کرد تا در برابر عوامل سرطان زا و یا نشانه های این بیماری هوشیاری بیشتری به خرج دهند.
مهدی ذکایی، سردبیر مجله جوانان در لس آنجلس در باره درگذشت مهستی می گوید: "وی روز گذشته در بیمارستان درگذشت، درحالی که با وخامت حالش به منزل دخترش، سحر در شمال کالیفرنیا رفته بود و دو روز آخر نیز در اغما به سر می برد."
آقای ذکایی با اشاره به آثار برجامانده از مهستی در موسیقی ایران می گوید که تاثیر مهستی در موسیقی سنتی ایران غیرقابل انکار و با ارزش است و سرمایه موسیقی سنتی ایران محسوب می شود.
من نیز به نوبه خود این مصیبت را به خانواده آن مرحوم و همه ایرانیان تسلیت می گویم.
روحش شاد و یادش گرامی باد ...
سوتي های جواهري در قصر (حتما بخوانید)
دربسیاری از صحنه های مجموعه شاهد هستیم که خانم پزشک کفش های مربوط به آن دوره را به پا نکرده و جایش کفش پاشنه بلند پوشیده که در آن زمان اصلا مرسوم نبوده.
*در قسمت 49 وقتی شین پی در کتابخانه به دنبال کتابی می گردد او هم کفش پاشنه بلند امروزی به پا دارد.
*در بعضی از قسمت ها هم که قرار بود مهارت های آشبزی نشان داده شود چٿن بازیگرها قادر به نبودندسرعت عمل لازم را در خرد کردن سبزیجات نشان دهند از آشپزهای ماهر استفاده شد. البته با یک اشتباهی اساسی که وقتی نمای دستان این افراد از نزدیک گرفته می شد تا معلوم نشود بدل ها مشغول کار هستند یادشان رفته که شکل دست ها یک دفعه از چاق به لاغر و بالعکس تغییر یافته است.
*دختری که نقش کوچکی در قسمت 6 سریال داشت در قسمت های بعدی نقش دختر یانگوم را ایفا می کند. گویا گروه با کمبود بازیگر روبه رو بوده اند.
*یانگوم در خلال دوره مینگ در تاریخ چین حضور داشته اما در هنگام پخش سریال در جایی بانو چو یی می گوید: بگذارید پس از چند روز طعم مانچوهان کورسس را بچشیمباید یادآوری کنیم این غذا بعد از سلسله ی مینگ توسط خاندان گوئینگ ابداع شده بود.
*در دوره مینگ عنوان شده بود که رنگ زرد رنگ سلطنتی است و افراد عادی و عامی جدای از خاندان سلطنتی اجازه استفاده از این رنگ را در هیچ کجا نداشتند اما در مجموعه شاهد بودیم که پستچی ها و پیغام آوران رنگ زرد می پوشند در صورتیکه سزای این کار مرگ توسط امپراتور می باشد.